#با_بهار_پارت_148


باصدای کشداری گفتم : آقامحمود .

گفت : جون دلم .

گفتم :شما که هنوز نمی دونین من چی میخوام بگم .

گفت : باشه هر چی که بخوای .

گفتم : نه . مامانم میگفت قبل ازاینکه بدونی هیچ قولی به کسی نده .

گفت : بگو عزیزم .

گفتم : شما حتما برین ولی قول بدین که برگردین و اونجا پایبند نشین . خودتون که میدونین که من ... لحظاتی هیچ صدایی غیر از صدای گریه من شنیده نمی شد . بعد صدای گرم و مردانه اش در گوشم نشست : بهار آنقدر گریه نکن دیوونه م کردی .


romangram.com | @romangram_com