#با_بهار_پارت_106


در را باز کردم محمود وارد شد . همان جا ایستاد و به در تکیه داد .منتظر شدم یا وارد شود یا کارش رابگوید و برود پرسید درد دستت بهتره ؟

سرم را به نشانه ی تا یید تکان دادم . سرم پایین بود و با باند دستم بازی میکردم گفت : زیاد بهش ور نرو یه امشب رو حواست باشه به جایی نخوره پس فردا خودم پانسمانش رو عوض میکنم .

گفتم : ببخشید خیلی زحمت دادم .

گفت : اومدم از اشتباه درت بیارم . حرفی نزدم ادامه داد : حتمامریم باهات حرف زده .

پرسدیم در چه مورد ؟

گفت : در مورد مهمونی تولد آقاجون .

منظورش را فهمیدم . در حالی که با باند انگشتم بازی می کردم گفتم : دیگه حرفش رو نزنین .


romangram.com | @romangram_com