#آسانسور_پارت_301
هر جور كه راحتي... ولي خوشحال مي شدم مي امدم دنبالت
- نه دكتر خودم مي يام ...
فرزاد- باشه پس منتظرتم ..يادت نره ساعت 8
- نه دكتر يادم هست
فرزاد- انقد به من نگو دكتر
سكوت كردم
فرزاد- مراقب خودت باش ...
و بعد از كمي مكث .. دير نكني منا
نفسم حبس شد و دستام شروع كرد به كمي لرزيدن ...
نتونستم حرفي بزنم كه اون خودش تماسو قطع كرد..
نفس حبس شده امو دادم بيرون ...و به رو به رو خيره شدم ...
كه يه دفعه انرژي گرفتم و از جام بلند شدم
- گور باباي هر چي فكر و افكاره ..بچسب به زندگي.... كه الانو خوش است ...
****
هنوز ساعت 6 بود ...اول يه دوش گرفتم و شروع كردم به خودم رسيدن
هين آماده شدن يكي از اهنگاي قديمي رو كه خيلي دوست داشتم و شراره خواننده اش بودو تو دستگاه گذاشتم و play رو زدم
romangram.com | @romangram_com