#آسانسور_پارت_244




فقط مي تونستم تا سر شونه هاشو ببينم خواست گوشيشو بذار تو جيب روپوشش كه زرتي افتاد رو زمين و دوتا تيكه شد ...

به شدت خندم گرفت....

- دست و پا چلفتي...

با ناراحتي رو زمين زانو زد كه دوباره پيچ شد ...

چيزي با خودش گفت و تكيه هاي جدا شده رو از روي زمين برداشت و به طرف ميز امد....تيكه ها رو گذاشت رو ميز ...و به سرعت از اتاق خارج شد



وقتي صداي بسته شدن در و شنيدم اروم سرمو از زير ميز اورد بالا ..كسي تو اتاق نبود ...

داشت درباره كي حرف مي زد ؟ اصلا با كي حرف مي زد ؟

بي خيال

بدو منا كه ديگه وقت بهتر از اين گير نمياري ..فقط گندتت بزنن مرد كه تمام نقشه هامو خراب كردي



-اه...... بي عرضه

سيني شربتو برداشتم ..و قبل از ورود به سالن سيستمو روشن كردم ......

الهام - منا بازم ....

سيني رو بردم بالاتر از سرم .....و مثل كسايي كه چاقو برش كيك براي عروس و داماد مي برن ..به طرف بچه ها رفتم ...و همزمان با اهنگ ...

-واي كه دل حليمه... اسير خواستگاره


romangram.com | @romangram_com