#آسانسور_پارت_239
- ....1........2....3.....حالا
و در و به شدت باز كردم ....
بيچاره يهو از جاش پريد و ليوان چايش از دستش افتاد...
خنده امو قورت دادم
- دكتر.. دكتر.... عجله كنيد ...عجله كنيد
محسني كه نگاهش به ليوان شكسته شده اش بود ..
محسني - چي شده صالحي؟... چرا اينطوري مياي تو؟
- الان وقت اين حرفا نيست دكتر
- تو اورژانس به وجود شما نياز دارن
محسني - من؟
- بله مثل اينكه جلالي گند بالا اورده ...عجله كنيد
محسني – جلالي خودمون ؟
اوه خدايا منو به خاطر دوراغم ببخش ....
- بله عجله كنيد
به سرعت به طرف در امد ...كه يه لحظه تو چار چوب در ... متوقف شد و سرشو چرخوند به طرف ميزش
موبايلش رو ميز بود...خواست برگرد كه
- دكتر مريض اصلا حالش خوب نيست ...خواهش مي كنم به هيچ وجه تا مل جايز نيست ...
romangram.com | @romangram_com