#آسانسور_پارت_235
-به تو كه بگم نگم.... پلاسي ..
صبا دستاشو زد به پهلوش وبا ناراحتي و چشم غره:
منا
-فائزه رو هم براي نمك مجلس لازم دارم...
براي پر كردن عريضه هم .... وجود راضي ضروريه
بعد چشمامو درشت كردم
- واي... واما الهام ..دلم لك زده براي يه قر امدن باحال و درست و حسابي باهاش ...
صبا- تو بيشتر داري جوش خودتو مي زني يا تولد مرواريدو؟
-صبا جون مرواريد فقط يه بهانه است
صبا با خنده..:خدا نكشتت منا ....
-ايشالله ...راستي شماره محسني رو داري؟
چشاش گشاد شد..
صبا- مگه مي خواي اونوم دعوت كني؟
- اره ...........همينم مونده كه تو جمع دخترنمون يه پير پسر دعوت كنم
صبا- بنده خدا كجاش پير پسره
romangram.com | @romangram_com