#آرشام_پارت_496
کردن راهی که سالها گمش کرده بودم..برای برگردوندن من به خودم..تو وسیله بودی دلارام..از همون اول..از همون برخورد اول....به این باور
رسیدم که هیچی تو این دنیا اتفاقی نیست..چون یکی هست که این اتفاقات و کنترل کنه و بدونه که داره چکار می کنه....زندگی ما مثل بازی
جورچین بود..چیدیم و چیدیم و چیدیم..تا رسیدیم به اینجا....
سرم و به سرش تکیه دادم: من و تو..و همه ی ادمای این دنیا یه جور وسیله ایم..یکی برای پیوند دادن و دیگری برای از هم گسستن..
آرشام_ و تو پیوند دادی......
-تو هم زندگیم و خوشبختیم و همه ی اون چیزایی رو که یه روز ارزوشون و داشتم و بهم دادی..
نگاهه هر دومون به صفحه ی اخر کتاب بود..
مکالمات پایانی آرشام و دلارام..
مکالمات مربوط به دلارام رو من می خوندم..و مربوط به آرشام رو هم خودش زمزمه وار زیر گوشم نجوا می کرد..
دلارام_دوری و جدایی..
آرشام_تلخی و ناکامی..
دلارام_غم و شادی..
آرشام_فراز و نشیب ِزندگی..
دلارام_گریه و لبخند..
آرشام_همه و همه رو پشت سر گذاشتیم..
دلارام_ دیگه قرار نیست به گذشته، به اون روزهای پر گلایه برگردیم..
آرشام_ درد دیدیم..درد کشیدیم..و رنج زمانه رو به جون خریدیم..
دلارام_ آدم بده ی قصه شدیم..آدم خوبه ی قصه هم شدیم..عاشق شدیم..اما رسوا نشدیم..پیش خدا چرا....اما...
آرشام_ اما باز هم موندیم..به عشق هم زندگی کردیم..زندگی کردیم تا به آرامش برسیم..
دلارام_هنوزم صدای پر نبض ِ تپش های قلبامون رو به رخ می کشیم..
آرشام_به رخ ِهر کی که عاشقه..
دلارام_ می مونیم و هر لحظه از زندگیمون رو از این احساس ِ پاک غنی می کنیم....
آرشام_چون خدا همیشه هست....
دلارام_ با بودنش تنهایی بین ما جایی نداره....ما پاکیم..
آرشام_هر دو..بدون گناه..
دلارام_بدون غرور..
آرشام_ بدون غرور....
دلارام_دختری سرشار از احساس ِ پاک ِ آرامش..
آرشام_مردی با قلبی از جنس شیشه که می تونه بشکنه..اما شفاف.. ِ
دلارام_و یه حس..
آرشام_و یه حس..
دلارام_یه حس ِ ناب....
آرشام_ حسی که از خاطرها پاک نشه..
دلارام_ یه حس تکرار نشدنی..
آرشام_ و این یه پایان ِ ..یه پایان برای آغاز ِ یه زندگی عاری از گناه....
دلارام_ دیگه هیچ کس گناهکار نیست..چون.............
آرشام و دلارام _دوست داشتنت، گناه باشد یا که اشتباه..گناه می کنم تو را حتی به اشتباه.........
پایان
@romangram_com