#آرشام_پارت_472

خدایا..
چی دارم که بگم؟..جز.......
حکمتت رو شکر............
(آهنگ هواتو کردم_محمد علیزاده)
هواتو کردم
من حیرون تو این روزا هواتو کردم
دلم می خوادت
می خوام بیام تو آسمون دورت بگردم
هوایی می شم
همون روزا که می بینم هوامو داری
می خوام بدونم
تا کی می خوای ببینی و به روم نیاری
دلمو دست تو دادم
من دلتنگ احساسی
نمیذاری که تنها شم
تو رو من خیلی حساسی
دلمو دست تو دادم
دلمو آسمونی کن
همیشه مهربون بودی
دوباره مهربونی کن
چه روزا حالمو دیدی
چه شبایی که رسیدی
تو صدای دله تنهای منو شنیدی
تو که دردامو میدونی
تو که چشمامو می خونی
بده بازم به دله من یه نشونـــــی
دلمو دست تو دادم
من دلتنگ احساسی
نمیذاری که تنها شم، تو رو من خیلی حساسی
دلمو دست تو دادم، دلمو آسمونی کن
همیشه مهربون بودی،دوباره مهربونی کن............
« 3هفته بعد»
-گفتم که نمیشه پری چرا انقدر اصرار می کنی؟.!.
--ای بابا خب دوست داریم شما هم باشید دیگه ارشام که سرپاست ماشاالله..
-دکترش گفته تا یه مدت استراحت ِ مطلق، از محیط شلوغ و استرس زا هم باید دور باشه..
--دستت درد نکنه، حالا دیگه خونه ی ما محیط استرس زاست؟!..
از لحن دلخورش خنده م گرفت: بذار ارشام بهتر بشه به خدا خودم یه مهمونی می گیرم همه رو هم دعوت می کنم، تو هم بیا هر کار خواستی
بکن..
خندید: همچین میگه هر کار خواستی بکن انگار چه خبره حالا..خیلی خب اینبارم میگم به خاطر وضعیت آرشام ولی نامردم اگه دفعه ی بعد
خونه ی خودت تلپ نشم..
با خنده گفتم: باشه مگه من حرفی زدم؟ فقط الان بذار برم به کارام برسم..
--مگه بی بی اونجا نیست؟..
-چرا بنده خدا تو اشپزخونه ست .. هی می پزه به زور میده میگه بخور..گاهی اوقات نفس کم میارم..
--خدا خیرش بده همون بی بی از پس تو بر میاد..منم برم امیر داره صدام می کنه..
-باشه فعلا..
گوشی رو گذاشتم رو تلفن و راه افتادم سمت آشپزخونه..بوی آش رشته کل خونه رو برداشته بود......
2هفت ست که ارشام از بیمارستان مرخص شده..
وقتی نامه ی پدرام و خوند سرش و به پشتی مبل تکیه داد و چشماش و بست..

@romangram_com