#آرشام_پارت_129

ن جلوش وایسادم..
--این خانم ِ زیبا رو معرفی نمی کنی؟!..
پیش خودم گفتم این یارو که شیدا نیست آرشام بخواد جلوش نقش بازی کنه..پس الان چی می خواد جوابشو بده؟!..
با تعجب دیدم که دستش دورم حلقه شد ومنو به سینه ش فشرد..سرمو بالا اوردم و مبهوت نگاش کردم...ولی نگاهه جدی و سرد اون به
ارسلان بود..
--دلارام معشوقه ی منه..
یه تای ابروی ارسلان بالا رفت..نگاهش بین من و آرشام در گردش بود..
--دلارام..چه اسم زیبایی..نمی دونستم انقدر خوش سلیقه ای..یادمه همیشه از زنا فراری بودی..
و شایان با لبخند و غروری که تو چشماش داشت به جای آرشام جواب داد..
--پس معلومه بعد از این همه سال هنوز آرشام رو نشناختی..همیشه روی بهترین ها دست میذاره..که دلارام یکی از هموناست..
و در حالی که نگاش روی من بود با لحن چندشی ادامه داد: که البته فکر می کنم از این جهت آرشام شبیه به خودمه..همونطور که می
خواستم..
مرتیکه ی بیشعور..حالم ازش بهم می خورد..خوب که دقت کردم دیدم شایان و ارسلان چقدر ظاهرشون بهم شبیه ِ..عین سیبی که از وسط
نصف کرده باشی..منتهی شایان سنی ازش گذشته بود ولی ارسلان جوونتر بود..
ارسلان تموم مدت نگاهه خیره ش به روی من بود که تو اغوش آرشام فشرده می شدم..چقدر اغوشش گرم بود..نمی دونستم دلیلش چیه ولی
از اینکه پیش ارسلان هم منو معشوقه ی خودش معرفی کرد خوشحال بودم..یه حس خاصی بهم دست داده بود که..دوستش داشتم..یا بهتره
بگم خوشم می اومد..
شایان و ارسلان از پیشمون که رفتن من هنوز تو بغلش بودم و یه دستش دور شونه م بود..قدم که برداشت سرمو بلند کردم..به طرف پیست
رقص می رفت..یعنی می خواد که باهاش برقصم؟!..
با شیطنت نگاش کردم و صداش زدم..همونطور که خودش می خواست..
-آرشام..
حس کردم قدماش ارومتر شد..نگاهشو به اطراف سالن چرخوند و اهسته گفت: بگو..
-الان داریم میرم وسط که چکار کنیم؟!..
--بقیه دارن چکار می کنن؟!..
-خب می رقصن..
--پس حرف نزن..
لحنش اروم بود..
خندیدم و گفتم: یعنی می خوای باهات برقصم؟!..
وسط پیست ایستاد..بین زوج هایی که دو به دو تو آغوش ِ هم می رقصیدن..
خواستم ازش جدا شم و رو به روش بایستم که مچ دستمو گرفت و خیلی ماهرانه منو چرخوند ..یه دور کامل چرخیدم و از پشت بغلم کرد..
زیر گوشم زمزمه کرد: دقیقا..
قلبم تو دهنم می زد..کم مونده بود بزنه بیرون..
--ولی تو هنوز ازم درخواست نکردی..
لحنم شیطون بود و اروم..نمی دونم چرا دوست داشتم یه امشب رو که ازادم در مقابل این ادم ِ مغرور و خودخواه شیطنت کنم..
با یک چرخش کوتاه منو برگردوند سمت خودش و سینه به سینه ی هم شدیم..هنوز تو بغلش بودم..نگاهمون تو هم گره خورد..چشماش برق
عجیبی داشت.. با اخم کمرنگی که به روی پیشونیش نقش بسته بود بیش از پیش به جذابیتش افزوده بود..
با دیدن چشماش قلبم تندتر زد..این چه حسی ِکه نمیذاره لبخند بزنم ولی بی نهایت مشتاقه اینم که تو اغوشش باشم و در مقابلش با شیطنت
جوابش رو بدم؟!..
حرفی نمی زد ..موزیک عوض شد..یه آهنگ خارجی بود..خواننده اسم آهنگ رو گفت..آهنگ Just in Loveاز..Joe Jonas
اون آهنگ به وجودم هیجان تزریق کرده بود و هم اینکه آرشام به قدری هماهنگ و منظم من رو تو اغوشش تکون می داد و هر بار دستم رو
می گرفت و می چرخوند که به وجد اومده بودم..جوری که فارغ از ادمای اطرافم همراهیش می کردم..
Love a girl in a whole 'nother language
یه دختر با یه زبون کاملا متفاوت رو دوست دارم!
People look at us strange
مردم هم یه جور عحیبی نگاهمون میکنن
Don't understand us, they try to change it
درکمون نمیکنن و سعی میکنن عوضش کنن
Try to say it won't change.

@romangram_com