#آرامش_غربت_پارت_526
من ـ خب بیام تو یا یهو بریم؟
فریبا جون ـ بریم دیگه...
من ـ خب چیکار قراره بکنیم؟
فریبا جون ـ به تاکسیت گفتی بره؟
من ـ اوهوم!
فریبا جون ـ جیگری بشی بچه!
خندیدم و گفتم :
ـ خب ببخشید! یکی دیگه میگیریم!
باهم یه تاکسی گرفتیم و قرار شد بریم پاساژ واسه خرید کادوی تولد...!
من ـ لباسم میگیریم!؟
فریبا جون ـ نــوچ!
من ـ آرایشگاه چی؟
فریبا جون ـ نــوچ!
romangram.com | @romangram_com