#آرامش_غربت_پارت_500
ـ پس خودت چی؟
آرمین ـ میپوکم این همه رو بخورم!
با پررویی گفتم:
ـ ولی منم سیر نمیشم این یه ذره رو بخورم!
آرمین بلند زد زیر خنده و بلند شد و گفت:
ـ خب یه دونه دیگه ویژه واسه تو درست میکنم!
لبخندی زدم و گفتم:
ـ خب اول بیا خودت بخور یخ نکنه!
آرمین ـ منم میخورم حالا...
و رفت سمت گاز و مشغول آشپزی شد...منم برای اینکه کمکی بهش کرده باشم براش لقمه های ظریف و خوشگل گرفتم! تا حالا تو عمرم اینقدر ظریف کار نکرده بودم که سر لقمه گرفتن کردم!
گذاشتمشون تو بشقابش و بردمش سمت آرمین و گفتم:
ـ بوفرمایید!
خندید و گفت:
romangram.com | @romangram_com