#آنتی_عشق_پارت_140
باز رفتم تو اشپزخونه سوسيس بندري درست کردم و خودم يه دل سيري از عزا دراوردم وبقيه رو هم گذاشتم تويخچال...نون باگت هم گذاشتم تو فريزر. ماکروويو داشت ديگه..گرمش ميکرد!
رو يه کاغذ کليه ي گزارش کارمو نوشتم...از اينکه منو دعوت کرد که بيام خونه شو بشورم و بروبم و بسابم تا اينکه اشپزي هم براش بکنم... براش نوشتم که رختايي که تو ماشينه هنوز شسته نشدن و بايد تايد بريزه و روشنش کنه....براش نوشتم که سه تاعکس غير مجاز داره ... و اينکه سوئيچ ماشينشو هم ميبرم چون کيف پولم داره با شيپيش ها يه قل دو قل بازي ميکنه.... يه جوک خوشگلم براش نوشتم و با نوار چسب به پاي گچيش زدم.
باز دومرتبه يه فکر شيطوني به سرم زد... مداد چشممو دراوردم...
شيش تا قلب کشيدم که دور يه قلب بزرگي که تير خورده بود و ازش خون مي چکيد مي چرخيدند.
زير قلبه هم نوشتم:
جيگرتو گاز گاز ... لپتو م*ا*چ م*ا*چ ... چشماتو آخ آخ ... ديوونتم واي واي...
به خودت نگير باي باي ... !!!
تند ازخونه زدم بيرون.... ساعت دو بود. خداکنه دير نرسم... سوار ماشينش شدم و به سمت يوني کده راه افتادم.
*****************
کنار صبا جا خوش کرده بودم سعي ميکردم جواب اون کوئيز مسخره رو به قلم بکشم!
حالا مگه ميشد جمله بنديم عين ادم در بياد. به درک اگه ميخواست به خاطر نبود و نشد و نکرد و نکن و نده و.... ازم نمره کم کنه که غلط ميکنه... يعني چه؟ من نهاد و گزاره نويسيم افتضاحه...
با هزار بدبختي هفت تا سوال وجواب دادم. اونقدر سر امتحان خميازه کشيده بودم که دور دهنم و لبام درد ميکرد.
romangram.com | @romangram_com