#آلاگل_پارت_428
قهقه اي سرداد و گفت
_دخترک ساده . ...مهراد الان داره تدارک برنامه هاي دونفرمون رو ميبينه ..دونفره من و مهراد!!!!اون اصلا يادش نيست که امروز با توي ساده قرار پرواز داشته ...درواقع مهراد رو ديگه نميبيني اون از امروز سهم من ميشه ...
حرفاش مثل يه جووک بود ...حالا من بودم که مي خنديدم
_فکرميکنم شما مشکل روحي رواني داري.تو زندگي مهراد هيچکس جز من نيست!!!!
پوزخندي زد و باحرص گفت
_دلم واست ميسوووووزه واسه احمق بودنت...وقتي مهراد هيچوقت نيومد و ضايع شدي ميفهمي...!!
از جاش بلند شد و به سمت در پاتند کرد
_هي وايسا ببينم ...نگفتي اسمتو؟!!
جوابي نداد و درو محکم بست ..دخترهء احمق بيشعووور...
ديووونه اومده چرت و پرت تحويل من ميده!!...دروغ بود آلاگل ...اعصاب خودتو خرد نکن...
بالاخره معلوم ميشه کيه و قصدش چيه. .
_سپيدار..من ميرم بخوابم مهراد اومد صدام بزن ... چشمي گفت و من باحالي آشفته رفتم تو اتاق مهراد..بعد از کلي وول خوردن بالاخره خوابم برد.
romangram.com | @romangram_com