#آلاگل_پارت_425

تلفن رو بدستم داد و شماره مهراد رو گرفتم ..

ديگه از جواب ندادنش داشتم نگران ميشدم که صداي تند و عجولش پيچيد توگوشم

_الوو...بگو آلاگل ..

از لحن سريعش گيج شدم وگفتم

_کجايي مهراد؟؟پس چرا نمياي؟!

_ميام...فعلا قطع کن خدافظ.

حتي مهلت نداد خدافظي کنم..دروغ چرا خيلي ناراحت شدم.اما سعي کردم خودمو آروم کنم...

حتما يه کار مهمي داشته و نتونسته حرف بزنه ...يا ..از خستگيش بوده!

خسته بودم..بجاي اينکه بخوابم وارد حمام شدم تا مهراد بياد...

فکرکنم يه ساعتي بود تو حمام بودم که چند ضربه به در حمام وارد شد..

_مهرادتويي؟؟اومدم..

سپيدار_نه گلم منم...ببخشيد مزاحمت شدم..

سريع دوش رو بستم و گفتم

romangram.com | @romangram_com