#آلاگل_پارت_420


_حــسـووود کوووچووولوي من ..!

دستمو گذاشتم تو دستش و گفتم

_حسوودم چون ميخوام مهراد فقط براي خودم باشه!!

نشستم اونم نشست...با شيطنت گفتم

_وااااييييي ...

نگران گفت

_چيشد؟؟؟؟

_ميدوني چيشد؟؟! _خووب چيشد بگو مردم بابا ..!؟؟؟

_يه نفرو منتظر گذاشتم..چند رووزه بي خبره ازم...

با اخم گفت

_کي؟؟کيووو منتظر گذاشتي؟؟!!

نگاه از چشماش گرفتم و گفتم


romangram.com | @romangram_com