#آلاگل_پارت_418
خم شد..دستاشو گذاشت رو زانوش و زل زد تو چشمام ..
_به جون مادرم دوستتدارم آلاگل...عاشقت شدم ميفهمي؟؟!!
پيشونيمو بوسيد ...
کنارم رو تخت خوابيد .. دستمو کشيد و افتادم تو بغلش ...
تخت خيس بود جيغ کشيدم
_تخت خيسهههه ...
خنديد و منو بيشتر کشيد توبغلش ...
_هيييس...انقدر جيغ جيغ نکن کوچووولو...جات الان خوبه؟!
بدون اينکه جوابشو بدم گفتم
_مهراد..يعني ..واقعا...
دوباره لبهامو کوتاه بوسيد و گفت
_بهت ثابت ميکنم عاشقتم ...
romangram.com | @romangram_com