#آلاگل_پارت_344

_هرکار ميخواي بکن فقط از جلو ديدم برو کنار...

يکم رفت کنار و دستشو به سمتم دراز کرد

_افتخار يه دور رقص با بانوي زيبايي مثل شما رو دارم؟؟

کامل مسلط به فارسي بود.

_ميخواستي بشيني يا برقصي؟

_اوومـمـــم بنظرم بهتر از نشستنه...!نه؟

بدون اينکه دستمو بذارم تو دستش از جام بلند شدم و لباسمو مرتب کردم...راضي از قبول پيشنهادش..حيف که حوصلم سررفته سپيدارهم هم که نيست وگرنه عمرا با اين يارو برقصم...البته قيافش بدنيستااا ..هعي!

آهنگ عوض شد و دوباره جمع زوج ها تغيير کرد و قاطي پاتي شدن ...شروع کرديم به رقصيدن .

رقصمون خيلي جالب شده بود !تقريبا هماهنگ بوديم ...

دنبال نگاه خيره ي رو خودم بودم که به يه چهره آشنا رسيدم.اما خيلي سريع نگاه ازم گرفت.فقط ثانيه اي تونستم چهره شو ببينم!!شايدم نديدم !!اوووفـــ دارم کلافه ميشم ..دقت بيشتري کردم پشت به من ايستاده بود ...ازپشت سر خيلي شبيه مهراد بود.با تعجب بهش نگاه ميکردم .بدون اينکه برگرده به راهش ادامه داد و رفت..

کلافه از اينکه نتونستم ببينمش از ادامه رقصم انصراف دادم ...!

سريع همون راهي که رفته بود رو در پيش گرفتم رسيدم به دوراهي که يکيش راه پله هاي بسمت طبقه بالابود و يکيشم به در خروجي ...

حدس ميزدم رفته باشه بيرون...!

romangram.com | @romangram_com