#آلاگل_پارت_339


رفتم حمام يه دوش بگيرم که از خستگيم کم شه ... وقتي از حمام اومدم صداي مهراد رو شنيدم که از تو راهرو رد مي شد ظاهرا با موبايلش حرف ميزد....!

موهامو خيس بستم و رفتم سراغ لپ تاپم ....

نگاهي به ساعت انداختم ?? شب بود.

باراد آنلاين بود، خواستم تايپ کنم که ديدم زده در حال تايپ و اون داره تايپ ميکنه، منتظر موندم...!

راستش اين چت کردن با باراد واسه تفريح و سرگرمي خوب بود!

در ضمن نه من اونو کامل ميشناختم و ديده بودم و نه اون...!

باراد_ سلام خوبي...؟

_سلام ...مرسي تو چطوري؟

باراد_ خوبم... خبري ازت نيست؟ چيکار ميکني؟

_من بودم تو کلا امروز نبودي!

باراد_ آره امروز يکم سرم شلوغ بود نرسيدم بيام نت يه حالي ازت بپرسم.

بارانا(من)_مرررررسي منت!


romangram.com | @romangram_com