#آلاگل_پارت_337
_جانم عزيزم؟
..... _
به سمت در رفت و خنده کوتاهي کرد
_اي جان.... اومدم گلم....! چي...؟ تنهــــايي...؟ اي بابا الان ميام ديگه تنها نيسي!
نگاه عصبيمو ازش گرفتمو با حرص ليوان آب رو کوبيدم رو ميز....
پس داره ميره مهموني! اه اصلا به من چه بره بهتره....
منم فردا شب ميرم اونوقت اينجا تنها بمونه و هي غر بزنه.
وقتي مطمئن شدم رفته از جام بلند شدم و رفتم پيش سپيدار....
گفت تا نيم ساعت ديگه سابين مياد....
سريع حاضر شدم و يه تيپ اسپرت زدم ....
يه چند دقيقه اي منتظر شدم تا سپيدار حاضر بشه.... بيشرف تيپ زده بود حسابي... وقتي موهاشو لخت ميريخت خيلي نازتر مي شد...!
با هم از خونه اومديم بيرون که سابين رو کنار ماشين منتظر ديديم. در رو واسه هر دومون باز کرد...
romangram.com | @romangram_com