#آلاگل_پارت_241
تاحالا از مهراد نپرسيده بودم چي خونده و اصلا چيکارست...؟!!
_مهراد...؟تو چي خوندي؟
بدون نگاهي گفت
_عمران خوندم.تو همين دانشگاه ...
و جلوي يه دانشگاه بزرگ ترمز کرد!!!
پياده شديم و باهم همراه شديم...
کلي وقت اونجا بوديم!ديگه حوصله ام پوکيده بود.
بالاخره تموم شد و از دانشگاه خارج شديم..
دلم ميخواست بريم خريد ..يا...نميدونم!نميخواستم برم خونه ....
نگاهمو به بيرون دوختم ...
نميخواستم واسه بيرون رفتنم به مهراد رو بندازم.بعداز ظهر خودم ميرم !!
اين آقاي خودخواه خودبين که يه کلمه نميگه آلاگل دل داره شايد دلش بخواد بره بيرون ...شايد...
بيخيال اصلا!پسره ي خودخواه مغرور...حداقل نميذاره پامو تو بهشت کوچيکه بذارم!هــــييي....
romangram.com | @romangram_com