#آخته_پارت_214


- چرا تو خانوادت مصمیمد منو به راه بیارید؟

- چون ذاتت پاکه!

سری تکان دادم و آرام گفتم:

- زکی! خسته نباشید.

- قبوله؟!

کلافه گفتم:

- قبوله!

خندید و سرش را پایین انداخت. تازه می‌فهمم خنده‌هایش چقدر برایم شیرین و خواستنی بود!

- خب بریم خونه، به اندازه کافی شاکی شدن تا الان!

با طعنه گفتم:


romangram.com | @romangram_com