#آخته_پارت_144


- اگه همه‌ی اینا رو بخوری باشه!

با تعجب گفتم:

- جفت بشقاب‌ها؟!

اخمی کرده و لبانش را فشرده کرد.

- غلط کردی یکیش سهم منه!

سپس یکی از بشقاب‌ها را برداشت و شروع به خوردن کرد. متقابل من هم شروع به خوردن کردم. بعد از تمام شدن غذایمان معصومه جدی شد و گفت:

- لیلی یه چیز ازت بخوام قبول می‌کنی؟!

می‌دانستم می‌خواهد کوتاه بیایم پس رک گفتم:

- نه!

با حرص گفت:


romangram.com | @romangram_com