#آخرین_پناه_پارت_195

- نه نمیشه سامیار میخواد بره تو ویلا اونا مام یه ویلا میگیریم دیگه
پناه با ناراحتی گفت:
- این حرفات از فحشم بد تره ..ازتون توقع نداشتم .
وصورتشو به سمتی برگردوند بچه ها هم میدانستند در این موارد دوستشان چقدر دل نازک..به راستی پناه ناراحت شده بود...صدای رادین سکوت حاکمو شکست:
- منم ناراحت شدم این چه حرفیه یه ویلا شیش هفت خوابه میگیریم که همه راحت باشن من که کل روز نیستم شروینم همینطور بابا هم با راستین تو خونه میمونه شمام که از صبح تا شب باید سره صحنه فیلم برداری باشین دوتا خونه میخوایم چی کار..
بچه ها دیگه خلع سلاح شدن وقبول کردند همه شروع به حرف زدن کردن ..
پناه پرسید:
- نسیم تو چی کار میکنی با این شیکم قلنبه ؟؟
- باید بشینم تو خونه چیکار کنم
- با پسر من بازی کن...
رادین رو به طاهره خانوم پرسید:
- تهران چقدر تغییر کرده؟؟
- کلی 10/12 سال پیش که اینجوری نبود.. رادین لبخندی زد...
شب پناه از رادین پرسید:
- نگفته بودی امیرم میاد..
- خودمم نمیدونستم خودش اومد ..دنبال همسرش اومده دیگه
- چی؟؟؟
- یاسی..

romangram.com | @romangram_com