#آخرین_پناه_پارت_189
- حتما ..
خداحافظی کرد وبه بقیه که بهش نگاه میکردن نگاه کرد اس ام اس زد به رادین:
- عاشقتــــــــــــــــــــ ـــــــــــم
ورو به انها گفت:
- هان چتونه؟؟
لعیابا دلخوری گفت:
- تو چته گفتی 4. 6 ماه که راضی نشه ...
پناه با تعجب گفت:
- مگه راضی نشد...بذار یه بار دیگه زنگ بزنم...
خندیدو گفت:
- اتفاقا کلی هم خوشحال شد زمانو بردم بالا راضی بشه ...دوماه خلاصی از دستم کم بود..
بعد شوخی بیخیال شدو رو به سپندو امیر که با تعجب نگاهش میکردند گفت:
- همسرم مخالفتی با این موضوع نداشت ..
سپند گفت:
- خوشحالیم پس بریم برای قرار داد بستن...
- راستی برای مکان خواب میخواستین چی کار کنین..
- خب تو همون ویلا اقامت میکنیم ویلای بزرگیه...
- اگه میشه ادرسشو بدید همسرم میخواد خونه بخره اونجا...
romangram.com | @romangram_com