#آقای__دیوانه_و_دلبر_پارت_187
تا ایتو گفتم به ثانیه نکشید که گونه هاش سرخ شدو خواست بکشه عقب که دستامو گذاشتم پشت کمرشو نذاشتم
_نکن دانیال یه موقع یکی بیاد داخل ،بعدشم حالاحالاها زوده این اقا گرگه کار بده دستم
خندیدم به این حیاو خجالتش که دوست داشتنی ترش میکرد
اتفاقا به نظرم اگه این اقا گرگه کار دستمون بده خوبه چون بی برو برگرد مال خودم میشی
یه ضربه ی به خیال خودش محکم به بازوم زدو با غیض گفت:خیلی بی تربیتی دانیال،برو اونور اصلا میخوام برم
کمرشو محکمتر گرفتمو با خنده گفتم: خیل خب خانم موشه حالا ترش نکن بزا به رفع دلتنگیمون برسیم
دلارا
شالمو مرتب کردم و رو به دانیال که زل زده بود بهم گفتم:حالا به لیلا بگم چیکار میکردیم که انقدر طول کشید
راستشو عزیزم،بگو داشتم یه گرگ گرسنه روسیر میکردم
زبونمو تا ته واسش دراوردم و گفتم:چشم،دیگه چی؟
دستمو گرفتو نشوندم کنارخودشو گفت:البته من زیادم سیر نشدما
با شرم لبمو گزیدمو گفتم:خب شما یکم باید بیشتر خوددار باشید جناب اریا نژاد
موهامو که اومده بودن جلوی چشمام زدکناروگفت:وقتی کنار توام سخت بتونم خودمو کنترل کنم،اصلا ارادمو از بین میبری
romangram.com | @romangram_com