#آقای__دیوانه_و_دلبر_پارت_156
بابت امروز،نمیدونم...نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم
شونمو زدم به شونشو گفتم:پس بالاخره تشکر کردی،دیگه داشتم کم کم ناامید میشدم،
یه نگاه معنی داربهم انداختو زد زیرخنده
یادته
_اره مگه میشه روزی که نزدیک بود گوشت چرخ کرده بشم و یادم بره
ابروهاشو انداحت بالاو گفت؛پس مسلما اون روز تو بیمارستانم یادته
خندیدم و گفتم:اره یادمه،ولی حلال کن خیلی فحشت دادم اونروز
لبخند زدو چیزی نگفت
خدایا خودت کمکم کن این نگاهاشو تاب بیارم...
جرعه ای از قهوه شو خوردوگفت:راستش دلاراجان،میدونی که من از بابت دانیال خیلی مدیونتم
لبحند متواضعی زدموگفتم:این چه حرفیه خاله چه دینی؟
تعارف که نداریم باهم دخترم،امروزم بهت گفتم بیای اینجا که در این مورد باهم حرف بزنیم
romangram.com | @romangram_com