#آقای__دیوانه_و_دلبر_پارت_154


محکم چسبیدم به در ماشینو گفتم:د..دانیال...

سرشو چرخوند سمتمو با غیض گفت:چیه؟هی دانیال،دانیال راه انداختی

_توروخدا ارومتر برو

نمیدونم چی تو نگاهم دید که دریای طوفانی چشماش اروم شد

نفس عمیقی کشیدوگفت:خیل خب

بعدم از سرعت ماشین کم کرد

یکم که جلوتر رفتیم پلیس بمون ایست داد

لعنتی

_چیشده؟

احتمالا بخاطر سرعتم نگهمون داشتن

عالیه همینو کم داشتیم

پلیس زد به شیشه که دانیال شیشه رو داد پایین

دانیال با صدای محکمی گفت:روز بخیر جناب

روزبخیر...فکرکنم بدونید برای سرعت غیرمجاز نگهتون داشتیم اقا

romangram.com | @romangram_com