#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_442


منو با همه ی غم هام

حالا، که، راضی ای میرم

اگه رفتنه تقدیرم

اگه این جوری خوشحالی

خداحافظ غم شیرینم





تا صبح این آهنگ رو صد بار گوش دادم و زار زدم. گریه ام یه لحظه هم بند نمی اومد. حق من حسرت خوردن بود. منو چرا آفریدی خـــــــــدا!

ساعت هشت بود که گوشیم زنگ خورد. یه ثانیه هم نخوابیده بودم. وضعم افتضاح بود. شماره ی آرسام افتاده بود.

ـ الو؟ سلام آرسام.

ـ الو، راویس سلام. بیداری؟

ـ آره بیدارم.

ـ آماده باش، نیم ساعت دیگه میام دنبالت. وسایلتم جمع کن.

romangram.com | @romangram_com