#اگر_چه_اجبار_بود_پارت_364
چرا انقدر غم انگیزه؟
من و تو، توی این دنیا، یه درد مشترک داریم
دو تامون، خسته ی دردیم
رو قلبامون تَرک داریم
من و تو، کوه دردیم و یه گوشی زخمی افتادیم
داریم جون می کـَنیم انگار، رو زخمامون نمک داریم
نمی دونم چی شد که اشکام راه گرفت. آروین وقتی هق هق گریه هام رو دید ضبط رو خاموش کرد و گفت:
ـ چته؟ چرا تا یه آهنگ گوش میدی مثل ابر بهار گریه می کنی؟ میشه به منم بگی چی شده؟
دستمال کاغذی ای از تو جعبه ی روی داشبورد برداشتم و اشکام رو پاک کردم.
ـ راویس چی شده؟ به من بگو.
صدام بغض داشت. درد داشت.
romangram.com | @romangram_com