#آینه_ای_در_برابر_آینه_ات_می_گذارم_پارت_192
نگاه شيطنت باری به دخترها كه سرو پا گوش شده اند مى اندازد.
با نگاه به نازنین مى گويد:
-افراد خيلى تركه ای ...
با مكث رو به نهال ادامه مى دهد: و زياد چاق قابل پذيرش نيستند ،... من حوصله ی رژيم چاقى و كلاس لاغرى ندارم .
نهال تهديد أميز نگاهش مى كند.
-غذاهاى مورد علاقمو خوب بلد باشه که عبارتند از ...ديزى... كله پاچه ... كوفته تبريزى ... اشكنه...
به چهره ی از چندش جمع شده ی دخترها نگاه مى كند و تير خلاص را مى زند.
-تازه با كلى سير ترشى و پياز!
هر دو همزمان فرياد مى زنند:اَ اَه!
با بدجنسى اضافه مى كند: اين يكى ... ده امتياز!
-نفقه كه عمراً ... مهريه هم به نام ا... يكى !
نازنين عصبانى مى گويد :
- نه بابا؟ چه خوش اشتها!!
رو مى كند به چهره ی درهم رفته از عصبانيت و حرص نهال كه خيره شده بهش .
romangram.com | @romangram_com