#آدم_دزدی_به_بهانه_عشق_پارت_283

- تو این جا چی کار میکنی؟ برو یه گوشه بشین خطرناک اینجا .
همون موقع یه نفر داد زد از ماشین فاصله بگیرید . بنزین داره نشت می کنه .
یکی از مردا تا این حرفو شنید فوری فرار کرد و رفت . ولی اونی که پشت صندلی بود داشت باهاش کلنجار میرفت اهمیتی نداد و به تلاشش ادامه داد .
خدایا بنزین ؟ نه .نـه . امکان نداره.
منم رفتم سمت صندلی و شروع کردم به هل دادانش رو به عقب ، تکون می خورد ولی نه اون قدری که تاثیر داشته باشه
ماکان عصبانی دست منو گرفت و گفت :
- هیچ معلوم هست داری چیکار میکنی ؟از این جا برو!!!
با گریه سرم و تکون دادم و گفتم :
- نه نمیرم .
یکدفعه برگشت سمت عقب و گفت :
- آقا بیخیال . فایده نداره . تو رو خدا از این جا دور شو . خطرناک اینجا . این خانم منم از اینجا ببر
اون مرد با صدایی لرزون گفت :
- نه آقا یکم دیگه کار داره . نگران نباش میارمت بیرون .
ماکان با ناراحتی گفت:
- آقا دست خالی فایده نداره . تو رو جون هر کی دوست داری بیا برو . به سن و سالت میاد زن و بچه داشته باشی . اگه بچه داری جون بچت بیا برو .
مرد به آرومی از ماشین پیاده شد و شونه هاش تکون می خورد از گریه.
- آقا شرمنده ام به خدا
ماکان با درد خندید و گفت :

romangram.com | @romangram_com