#آدم_دزدی_به_بهانه_عشق_پارت_201
- چه کرده خانومم !!!
یه پشت چشم نازک کردم و نشستم پشت میز . یه نگاه به میز کردم . اونم چایی رو گذاشت جلوی دستم و خودشم نشست رو به روم .
- نه . خوشم اومد . خونه داریتم بد نیست
خندید و گفت :
- اینا از مزیت زندگی مجردیه . یه پاستا درست میکنم انگشتاتم میخوری .
سری تکون دادم و حرفی نزدم و مشغول خوردن شدم . یکم که گذشت دیدم اون هیچ حرکتی نمیکنی . همون جوری که داشتم لقمم رو میخوردم نگاش کردم دیدم دست به سینه نشسته و داره با لبخند منو نگاه میکنه .
یکم از چاییم و خوردم و گفتم :
- تو گلوت گیر نکنه
خندید و گفت :
- نه بلدم درسته هم قورتش بدم .
این بشر چقدر پرو بود . یه ذره حیا نداشت .
خندید و گفت:
- خودتی
با گیجی گفتم :
- چی خودمم ؟
خندید و شروع کرد به درست کردن لقمه واسه خودش و گفت :
- همون فحشایی که تو دلت داری بهم میدی
حرصم در اومد . عصبی گفتم :
romangram.com | @romangram_com