#آدم_دزدی_به_بهانه_عشق_پارت_195
- یه به جای کار تو بود
- مگه من چیکار کردم ؟
گونه ام رو ب*و*سید و گفت :
- فکر نکن نفهمیدم کلی طول دادی تا من خوابم ببره .
لعنتی پس فهمیده بود . کم نیاوردم و گفتم :
- نخیر .اصلا هم اینجوری نبود . من همیشه حمام رفتنم اینقدر طول میکشه .
خندید و من و بیشتر به خودش فشارم داد و گفت :
- آره . تو که راست میگی !!!
ع*و*ض*ی ، به زبون بی زبونی داشت به من میگفت دروغ گو . از حرصم ناخونام و تو بازوش فرو کردم و کشیدم به سمت پایین دستش که باعث شد دستش از دور بازوهام شل بشه .
منم سریع خودم و از تو ب*غ*لش کشیدم بیرون ولی تا خواستم حرکت دیگه ای بکنم دوباره دوتا دستام گرفت و سرش آورد جلو و گفت :
- کجا کوچولو ؟ بعد میگی چرا بهت میگم مثل گربه ملوسا نگام میکنی . نگاه کن دستم و چیکار کردی . دختر خوب چنگ میندازه ؟ این کار پیشی ملوساست .
همون جوری که نفس نفس میزدم یه نگاه به دستش کردم دیدم جای ناخونم روی بازوش خط انداخته و قرمز شده .
یه پوزخند زدم و گفتم :
- حقت بود .
یه خنده از ته دل کرد و گفت :
- دختر خوب اگه فردا یکی دست منو ببینه ، در مورد تو چه فکری میکنه ؟ آخه به قیافه من میاد اینقدر زن ذلیل و کت خور باشم ؟
احساس کردم تمام تنم از خجالت گر گرفت . هیچی سرش نمیشه این پسر .
یه نگاه بهش کردم دیدم داره با لذت به قیافه گر گرفتم نگاه میکنه . اومدم دستم و از تو دستش بیرون بیارم که نتونستم حتی کوچکترین تکونی بهش بدم . با صدایی که به خاطر استرس زیاد انگار از ته چاه میومد آروم گفتم :
romangram.com | @romangram_com