#آدم_میشوم_اگر_تو_حوای_من_باشی_پارت_408

_از دست تو،باشه .مراقب خودت باش خدافظ.
بسلامتی زیر لب زمزمه کردم.نگاهم رو به جهت مخالف در دوختم.با صدای بهم خوردن دراتاق پلکامو محکمتر رو هم فشردم.با باز
کردن چشمم نگاهم مستقیم افتاد رو دعوتنامه با آرامش دست دراز کردم و برداشتمش،دستم رو نوازش وار روی اسم آزاد کشیدم تو از
اولش سهم من نبودی....ای کاش از اول باهات اشنا نمیشدم با درد دستم رو مشت کردم .قطره اشک گرمی روی گونه هام سر
خورد.دست بردم سمت گوشیم و آهنگ دیگه تمومه از "دیانا" رو پلی کردم.شروع به زمزمه آهنگ کردم
:دیگه تمومه،بسمه هرچی شکستم،از خودم از همه خستم باید از یادم بری....
دیگه تمومه تورو سپردم به دریا،من میرم تنهای تنها....باید از یادم بری.
انگار این اهنگ حرف دل من بود هق هق آروم گریم مانع از لب خونیم با آهنگ شد.اونقدری احساس شکست میکردم که درحال خفه
شدن بودم.از جام بلند شدم و پاکت نامه رو به قفسه سینم چسبوندم و هق هقم رو آزاد کردم.لبه پنجره اتاقم ایستادم و سرم رو به شیشه
سردش تکیه دادم ،چرا اینجوری شد؟مگه قرار نشد ما مال هم بشیم؟.با تموم شدن آهنگ دستی زیر چشای مرطوبم کشیدم و رو تخت
نشستم.
***
دو روز مثل برق و باد گذشت،دو روزی که از خود واقعیم دور شده بودم ،دو روزی که "حوا "نبودم فقط یه "آدمی" بودم که نفس
میکشیدم برای ادامه ی زندگی!!نگاهم رو کشوندم سمت ساعت 6غروب بود.فردا شب میره،برای همیشه..... تحمل خونه و هوای
سنگینش برام غیر ممکن شده بود.دم دستی ترین مانتو و شلوارمو پوشیدم و بعد برداشتن ماشین بابا از خونه زدم بیرون.وقتی به خودم
دیدم جلوی خونه آزادم من اینجا چیکار میکنم؟!خودمم تعجبم گرفت...اصلا حواسم به مسیری که میومدم نبود!ماشین رو زیر درخت
پارک کردم و به در خونش زل زدم...باید برم قبل از اینکه کار احمقانه ای بکنم...!
*
خواستم استارت بزنم و حرکت کنم ولی ناگهان نگاهم به ازاد افتاد که تازه از در خونش خارج شد.چقد ژولیده بود.تعادلی هم رو راه
رفتنش نداشت.با کمی دقت میشد فهمید که حسابی مست کرده!با حسرت و بغض بهش نگاه کردم یه نگاه عمیق...شاید این اخرین نگاه
منظور دارم باشه!از فردا شب دیگه متعلق به مها میشه...اونقدری مست بود که چند بار نزدیک بود کله پا بشه.نزدیک جدول شد و
خواست بیاد اینور خیابون.یموقع اگه ماشین بزنتش چی؟!با فکر به این موضوع دست و پام شل شد..دستم رفت سمت دستگیره و قبل از
اینکه منصرف شم سریع کشیدمش و از ماشین پیاده شدم.تقریبا پرواز کردم سمتش و قبل از اینکه موتور سواری بهش برسه با کشیدن

romangram.com | @romangram_com