#صد_و_هشتاد_درجه_پارت_199
-پیداش کردم!
-چیو؟
-خرچسونه رو. صبح به خیر.
جمله ی آخرش رو درحالی که با جدیت به نقطه ی نامعلومی روی پله زل زده بود گفت. رهی خندید و گفت:
-خب یه اسم روش بذار...
-اسم؟ اسم داره دیگه...من روش چی بذارم.
-نه...منظورم یه اسم خاصه.
گلسا لبخندی زد و گفت:
-هان...از اون لحاظ.
انگشتشو گوشه ی لبش گذاشت و بعد از چندلحظه گفت:
-این دختره یا پسر؟ اسم مردونه بذارم یا زنونه؟
به رهی لبخندی تحویل داد و متواضعانه گفت:
-تو می تونی جنسیت شو انتخاب کنی.
-از اونجایی که مردا از همه ی لحاظ برترن...
-و یکی شون جلوی من وایستاده و داره حرف مفت می زنه...
-وسط حرفم نپر دختر!
دختر رو شبیه لیلی گفت. هردوشون خندید و گلسا گفت:
-دیوونه...بگو دیگه.
-مرد دیگه.
-خب...اسمشو می ذاریم جک. خوبه؟ تو دوست داری؟
-آره.
گلسا خم شد و از روی زمین یه جعبه ی نسبتا متوسط رو برداشت. از پله ها پایین اومد. رهی گفت:
romangram.com | @romangram_com