#پانزده_سال_کابوس_پارت_218

لئون:منو تو نمیدونیم!باید پیداش کنیم ولی تو این کشور به این بزرگی سخته..تازه...میدونم رک صحبت میکنم ولی ممکنه جیل مرده باشه ...شایدم ...ولش کن اینا همش یه حدس و گمانه ولی به احتمال نود درصد جیل جزیره راکفورت نیست !!!

کریس:باشه پس خودم دنبالش میگردم حتی اگر مرده باشه جسدشو باید پیدا کنم...من دارم میرم کاری نداری؟

لئون:کجا؟

کریس:میخوام از تعطیلاتم لذت ببرم مگه نمیدنی رجینا بهم استراحت داده!!!خدافظ!

لئون:میدونم چی تو سرته فقط مراقب باش تو دردسر نیفتی....نگی نگفتی!

..................................

کریس****

کریس:مگه نگفتین بهم مرخصی میدین میخوام یه مدتی از محل کارم دور باشم اشکالی داره؟

رجینا:نه اشکالی نداره ولی شما که مخالف بودین یهو چیشد که نظرتون عوض شد ؟

کریس:دیدم بحث کردن با شما فایده ایی نداره تصمیم گرفتم به این بحث خاتمه بدم...کاربدی کردم؟

رجینا:نه...همین خوبه که از دستورات پیروی کنید.....امم...بفرمایید اینم برگه مرخصیتون بعد اتمام ماموریت بچه ها میبینمتون!

برگه رو گرفتم و بدون تشکر وحرف دیگه ایی از دفتر زدم بیرون با اینکه مخواستم اعتمادشو جلب کنم ولی نمیشد..انقدر ازش بدم اومده بود که نمیخواستم باهاش دهن به دهن بشم ...


romangram.com | @romangram_com