#پانزده_سال_کابوس_پارت_215

هلنا:مثه اینکه تو هم دلت لنگه کفش میخواد آره؟

.........................

کریس****

:قربان چی؟

کریس:یه حر فو صد بار باید بهت بزنم گفتم..... (موبایلم زنگ خورد)

کریس:بله؟...لئون تویی ......جدی .....کی؟...بگودیگه گفتم کی؟باشه میرم نگران نباش.... ده گفتم میرم دیگه خداحافظ...!

بالاخره لئون یه ماموریت تو راکفورت برام جور کرد داشتم بال در میاوردم اصلا باورم نمیشد حس کردم لئون هم میدونه جیل زنده اس فقط منتظر کمکمونه دوس نداشتم از این رئیس جمهور پر افاده خواهش کنم اصلا امکان نداشت...

:قربان چیکار کنم؟

کریس:هیچی به ماموریت اولی میریم سریع حرکت کن!

:چشم قربان...!

کریس:راستی مصاحبه با سربازای تازه واردو کنسل نکن همه قرارای کاریمو بزار سر وقت!

:چشم قربان حتما!!!


romangram.com | @romangram_com