#پانزده_سال_کابوس_پارت_214

هلنا:شرمنده اومدم لوئیزو بزنم خورد به تو بزار برم کمپرس یخ بیارم!!!!

شری:بالاخره خوردی دلم خنک شد از بس اذیتم میکنی!!!

هلنا:انقدر که لوئیز منو اذیت میکنه جیک کاری نمیکنه بیا اینو بزار روسرت

جیک:حالا لنگه کفش واسه چی؟

هلنا:هیچی میگفت به این رجینا مشکوکه رفتارش منو یاد یه کسی میندازه گفتم کی گفت زن دومم!

(جیک یه دفه قهقهه زد)

هلنا:زهر مار روآب بخندی کجاش خنده داره!

جیک:آخه...خخخخخ....لوئیز از پس تو یکی به ور بر میاد اونوقت زن دوم بگیره!

هلنا:پشت سرش حف بزنی کشتمت!

شری:نه به اون لنگه کفش که آخر نصیب جیک شد نه به این پشتیبانی کردنت بلند شین بلندشین ماموریت داریم!!!!

هلنا:وای از دست زامبیا خسته شدن کاشکی یکیشون لوئیزو گاز بگیره من راحت شم!

شری:مطمئنم اگه اینطوری میشد تو اولین نفری بودی که خودتو میکشتی!


romangram.com | @romangram_com