#پانزده_سال_کابوس_پارت_180
شری:خیلی وقیحی! باشه قول میدم کجاس؟
جیک:نشد خودم میبرمت نگران نباش دروغ نگفتم باورکن میدونم کجاس !
خدایااااااااااااااا! تا این حد خوار نشده بودم که یه نفر اینطوری به بازیم بگیره!
شری:وای به حالت....وای به حالت اگه دروغ گفته باشی یعنی کاری باهات میکنم که تمام عالم به حالت گریه کنن!
جیک:باشه با اینکه کاری باهام میکنی که یه نفر آدمم به حالم گریه نمیکنه ولی قبوله!
کفشمو ازپام در آوردم به طرفش پرت کردم جاخالی داد !
شری:وایسا منو مسخره میکنی هنوز اون روی منو ندیدی وایسا!
********************
هلنا****
هلنا:دبرا اومدی کجا داری میری بیا نرو عزیزم!نبرینش....مگه کرید باشماهام!
آلبرت:دیدی چه خوب از خواهرت پذیرایی کردم!
هلنا:عوضی ولش کن....
romangram.com | @romangram_com