#پانزده_سال_کابوس_پارت_173

جیل:هستم تاآخرش !

***************************

جیک

چشم دوختم بهشو نگاش کردم....

شری:جیک تو آدمی نیستی که واسه حرف زدنت انقدر من و من کنی همیشه رک حرفتو میزنی چیه؟

زبونم از کار افتاده بود تمام کلمات از ذهنم پریده بود نمیتونستم جواب بهش بدم نزدیک چهار ماهه تو این جزیره باهاش آشنام ولی انگار همین الان میدیدمش!

شری:اوووو! کجایی تو چرا زل زدی به من بیا بریم یه وقت نمسیس سرو کله اش پیدا میشه ها بیا!

جیک:شری؟!

شری:بله ببین اگه من ومن توکارت نیست حرفتو بزن!

جیک:چیزه....خوب...میدونی مخواستم... بگم که خیلی....خیلی!

شری:خیلی چی؟

جیک:خیلی مراقب خودت باش همین!


romangram.com | @romangram_com