#تاوان_بی_گناهی_پارت_140
اومدم پاچه بگیرم که یه لحضه از حرکت جندثانبه پیشم که بلند بادست زدم توسرم از خجالت قرمز شدم
#part_341
خاک بر سرمن که فقط بلدم سوتی بدحالا چی بهش بگم اخه
بی توجهی بهترین کاره
اخم کردم
-برای چی منو کشوندی اینجا ؟؟؟
-گفتم که کارت دارم...
دستامو تو هم گره کردم و گذاشتم رو میز
نگاهم دوختم تو چشماش
-خوب بگو من میشنوم
-نمیخوام مقدمه چینی کنم و میدونی که اهلشم نیستم
پوزخندی میشینه رو لبم
-باز چه بلایی سرم اوردی که خودم بی خبرم؟؟؟
اخماشو میکشه توهم،دستشو میکشه پشت گردنش
بیشتر از اینا میشناسمش
بیشتر از اینکه بدونم الان به شدت کلافهاس
-کاری نکردم ولی...
نفسش و میده بیرون
-بردیا دوسته منه
شوک زده بهش نگاه میکنم
زل میزنه تو چشمام
و من برای اولین بار میتونم نم اشکو تو چشماش ببینم
-من فرستادمش سراغ تو
میدونی چرا؟؟؟
هه...
میدونی من بهش گفتم ازت خواستگاری کنه...
من بهش گفتم بهت بگه من دارم ازدواج میکنم
من این کارا زیر سر من بود
عشق و خواستگاری بردیا به تو
همه چی
زیر پلکم پرید
اون چی کار کرده؟؟؟
به چه حقی؟؟؟
کنترل صدام دست خودم نبود
-چه غلطی کردی عوضییی
هااااا؟؟؟؟
به تو چه اخه کی منی تو مگه؟؟؟
چی کارمی؟؟؟
به اندازه کافی باهام بازی نکردی بهم ضربه نزدی
دلت خنک نشده که اومدی این سر دنیا این کارو کردی بعدشم با افتخار میگی اره بردیارو من فرستادم
تو مردی اخه....
تو نامردی
#part_342
از زبون ارسان
وای خدایا گند زدم
اخه این چی بود الان من گفتم
الان واسه چی این حرفو زدم
نگاهی به صورتش کردم
چشمای خوشگلش لبالب اشک بود
دستشو که رو میز مشت شده بود
تو دستم گرفتم سرد سرد بود
زیر پلکش عصبی میپرید
خدایا خودت کمک کن....
-دریا عزیزم منو نگاه کن
زیر لب غرید
-من عزیز تو نیستم
دیگه نیستم
-باشه عز...
romangram.com | @romangram_com