#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_203
سرمو بیشتر تو آغوشش رو میکنم . به کیاوش فرصت بدم . واقعا می خواستم به کیاوش فرصت بدم .
نه این کار و نمی تونستم بکنم . مادرش حرف های قشنگی می زد ولی من نمی تونستم خودمو با این حرف های قشنگ مسخره کنم . جایگاه من تو زندگی کیاوش مشخص بود . می خواستم کنارش نباشم ولی اینم نمی خواستم که بهش نزدیک تر باشم . وضعیتم بد بود درست ، خون بس بودم درست ، ازش کتک خورده بودم درست ولی هیچ وقت ، هیچ وقت بهش نزدیک نمی شم و خودمو کوچک نمی کنم . من یه دختر بودم و غرورم این اجازه رو بهم نمی داد که نزدیک مردی بشم که اصلا حسی بهش نداشتم . خالی بودم در مقابل کیاوش خالی خالی .
- روژان جان ، جای مادرتم که این حرف ها رو بهت میزنم . مردا یه سری نیاز دارن
خشک شده بودم تو بغلش . نیازشون بخوره تو سرشون .
- نزار کیاوش بره دنبال اون دختره که هیچ نمی دونم چی و چی کاره است . تو خوشگلی ، خوش هیکلی ، خوش اخلاقی ، تحصیلکرده ای ، کیاوش دیگه چی می خواد از زنش . عاشقت می شه مثل روز برام روشنه
هر چی هستم ، هستم . به کیاوش خان هیچ ربطی نداره . من از زنانگیم استفاده نمی کنم تا به کیاوش نزدیک تر بشم . من این کار و نمی کنم . عشقش بخوره تو سرش . عشقش به چه دردم میخوره وقتی می دونم جایگاه تو زندگی قرار چی بشه . من یه زن بودم ولی اجازه نمیدم از زن بودم استفاده کنه . هیچ وقت .
- کیاوش هر چه قدر هم که اون دختره و دوست داشته باشه ولی نمی تونه نسبت به تو بی توجه باشه . تو زنشی ، ناموسشی . مرد بختیاری ،رو ناموسش حساسه . خون میده واسه ناموسش .
خون نمی خوام ، دیگه هیچ وقت نیم خواستم کلمه خون و تو زندگیم بشنوم . من میخوام زندگی کنم
- من زنشم درست ولی اون بهار و داره
- بهار زنش نیست دخترم ، تو زنشی . تو الان داری تو خونه اش زندگی میکنی ، من مادرشوهر توام و نه اون . امتیازهایی که تو داری مطمعنم که بهار حتی درصدی از اونا رو نداره
- خیلی خوشگله
سرمو از رو سینه اش جدا میکنه و بالا میگره تا صورتمو ببینه . میرم عقب تر و نگاهش میکنم
- مگه تو دیدیش ...؟
سرمو از رو سینه اش جدا میکنه و بالا میگیره تا صورتمو ببینه . میرم عقب تر و نگاهش میکنم
- مگه تو دیدیش
romangram.com | @romangram_com