#رقاص_های_شیطون_پارت_102


روشو كرد سمت شروين و گفت:موافقي؟

شروين هم موافقت كرد ... از يه نقطه ي مشخص شروع كرديم .... سرعت من بيشتر بود ....جلوتر ازشون بودم و با بچه ها جيغ ميزديم و خوشحال بوديم كه ماشين شروين ازمون جلو زد

خنديدم و گفتم:بچه پررو

سرعتمو بيشتر كردم و رفتم كنار و گفتم:نه بابا يه چيزي بلدين

شروين خنديد و گفت:ما اينيم ديگه چي فكر كردي جوجو؟

قهقه اي زدم و خواستم سرعتمو بيشت كنم كه ماشين كيلا هم كنارمون قرار گرفت....شيششو داد پايين و داد زد:شماها دارين چيكار ميكنين؟

خنديدم و گفتم:كورس گذاشتيم مياي؟

سري تكون داد و گفت:بدمم نمياد

با دستم براش بوس فرستادم و سرعتمو زياد تر كردم ..... سوگل و سيمين جيغ و داد ميكردن و ميگفتن:تند تر برم

ماشين كيلا نزديكمون بود ....شروينم كنارمون .....انگار كه مسابقه ي مهمي باشه

لبخند شيطوني زدم و گفتم:دخترا محكم بشينين كه ميخوام بتركونم

دندرو عوض كردم و پامو رو گاز فشار دادم.....مثل باد از كنارشون رد شدم و اونارو پشت سرم جا گذاشتم

خنديدم و گفتم:جلو زديم ايــــــــول

نزديك بوديم و ديگه كم مونده بود برسيم به محل مسابقه ...... سرعتمو كم تر كردم

وقتي رسيديم ماشينو يه گوشه اي نگه داشتم و با خوشحالي از ماشين پياده شدم

بچه ها هم يكي يكي پياده شدن ... پسرا بعد از 5 دقيقه رسيدن


romangram.com | @romangram_com