#پرنسس_مرگ_پارت_187
من:من خودمو به نفهمی نزدم!
سوفی:جدی!واقعا نفهمیدی که قدرت تو رو هم داره کور می کنه!حتما فردا هم می خوای به اینو اون حمله کنی!
من:چرت نگو سوفی!خودت بهتر می دونی که من هیچ وقت قصد اینو نداشتم پس دست از سرم بردار!
سوفی:باشه.باشه!من دیگه چیزی نمی گم اما بهت توصیه می کنم مواظب خودت باشی!هر چقدر که دربرابر طمع مقاومت کنی اون بازم تورو تو چنگالش اسیر می کنه!به یاد داشته باش که تو یه شیطانی نه یه فرشته!
من:الان داری فرشته بودنتو به رخم می کشی؟!
سوفی:هرگز !فقط می خوام بهت بگم که سعی کن با ماهیتت بجنگی!نذار بهت غلبه کنه.الانم فقط واسه روز فرار آماده شو!ما هیچ وقت قرار نیست دنبال اون کتاب بریم!
من:خیلی خوب....سعی می کنم دیگه بهش فکر نکنم.حالا می شه دیگه داد و هوار راه ندازی؟
سوفی:تو مواظب کارات باشی مطمئن باش من هیچی بهت نمی گم.خوب....حالا تو این زندان مزخرف چیکار کنیم که حوصلمون سر نره؟
من:اسم فامیل چطوره؟
سوفی:عالیه!موریا!تو هم میای؟
romangram.com | @romangram_com