#پرنسس_مرگ_پارت_185
سوفی:بله بانو!همه اینا توی اون کتاب نوشته شده؟
من:پس کجاس؟اون کتاب الان کجاس؟
موریا:متاسفانه فرشته ها چند سال پیش ازم گرفتنش اما می دونم کجاست! همین نزدیکیه!حسش می کنم!
من:پس اون موجودات واسه همین اونجا زندانی شده بودن.می دونستم فرشته ها به تنهایی نمی تونن اونا رو بگیرن!پس از اون کتاب کمک گرفتن!
موریا:درسته.من وقتی هزار بعدی ها رو تو زندان دیدم فهمیدم که با اون کتاب زندانی شدن واسه همین اصلا تعجب نکردم.
من:اگه ما هم اون کتابو داشتیم دیگه فرارمون حتمی بود!
سوفی:حالا که نداریم پس به دست آوردن اون کتابو از سرتون بیرون کنید.
من:اما سوفی!می دونی داشتن اون کتاب چقدر ما رو قدرتمند می کنه!فکرشو بکن!یه ارتش از هزار بعدی ها!دیگه حتی کسی جرات نمی کنه به حمله به ما فکر کنه!
سوفی:حالا بذار روز محاکمه برسه بعدش خیال بافی کن.
من:خیال بافی چیه؟من دارم کاملا جدی حرف می زنم سوفی!من اون کتابو می خوام!
romangram.com | @romangram_com