#موژان_من_پارت_103
- داماد ؟ جريانش چيه ؟
سوگند خنديد و گفت :
- مگه تو نميدوني ؟ مارو باش كه گفتيم اولين نفر تو ميفهمي . نا سلامتي طرف دوستته ها !
احسان چيني به پيشونيش انداخت و گفت :
- دوستم ؟
- آره ديگه رادمهر ديشب اينجا بوده براي خواستگاري از مُوژان . نميدونستي ؟
احسان نگاهش به سمت من برگشت . اول صورتش هيچ حالتي نداشت بعد گفت :
- نه رادمهر به من چيزي نگفت . حالا بله رو هم گفتي مُوژان ؟
از اينكه انقدر خونسرد ازم اين سوال و پرسيد تعجب كردم . انتظار داشتم از كوره در بره يا مثلا قرمز بشه و اخماش بره تو هم ولي كم كم روي صورتش لبخند محوي نشست سرم و از ناراحتي پايين انداختم و خيلي ناراحت گفتم :
- نه قراره هفته ي ديگه جواب و بهشون بديم .
- چه بي خبر خوب به منم خبر ميدادي شيطونك .
romangram.com | @romangram_com