#مهمان_زندگی_پارت_30

-تا تو سفارش ميدي منم اومدم

و براي شستن دستهايش به طرف سرويس بهداشتي رفت .آرتین روبروي سايه روي يكي از صندلي ها نشست صورتش هنوز پر از غم بود .سايه در حالي كه بسته هاي دردستش را روي صندلي كناريش ميگذاشت گفت :

- اتفاقي افتاده،شما امروز خيلي غمگين به نظر مي رسين

آرتین آهي كشيد و گفت :

- من نگران توهم سایه !

با تعجب در چشمان دلواپس آرتین خیره شد وگفت:

- چرا ؟

- خودت هم خوب ميدوني چرا !چون اين يه ازدواج صوري و ساختگيه

فكر كرد شايد آرمين صوري بودن ازدواجشان را به آرتین گفته به همين دليل گفت :

- اما من مجبور به پذيرفتن اين ازدواج اجباري هستم

- سايه تو مجبور نیستی ،من وقتي تو رو بار اول ديدم به تو خيلي اميدوار شدم ،فكر ميكردم تو محكمتراز اين حرفها باشي

- نمي شه آرتین !..........نمي تونم خانواده امو زير غرور خودم له كنم

- اما تو در كنار آرمين از بين ميري ،سایه ......... سایه ،آرمين شخصيتي دير جوش و مغرور داره كه تو تحملشو نداري

- اینو ميدونم و سعي ميكنم با همه چيزكنار بيام

- تو اصلا ميدوني چرا آرمين ،با توجه به اينكه مخالف سرسخت اين ازدواج بود مانع اين ازدواج نشد ؟

با چشمانی گرد شده به سمت آرتین چرخيد اين درست همان چيزي بود كه آرزو داشت بداند.آرتین لبخند تلخي زد وگفت :

- او فقط به اين دليل كه اگر جوابش منفي ميبود پدرم اونو از ارث محروم واز شرکت اخراج می کرد حاضر شد با تو وارد اين بازي بشه او به خاطر پروژه جدیدش به سرمایه پدرم احتیاج داره

حس كرد دنیا در مقابل دیدگانش تیره وتار شده ،چرا اصلا منظور آرتین را نميفهمد ، شايد هم ميفهميد ولي برايش غير قابل باور بود . در حالي كه سرش را به حالت تکذيب حرفهاي آرتین تكان ميداد با ناباوري گفت:

- متاسفم ، اما من متوجه منظور شما نميشم !

آرتین با لحني خسته و عصبي گفت:

- آرمين فقط بخاطر تهديد پدرم حاضر به این ازدواج شده ، او هيچ علاقه اي به ازدواج با تو نداره سایه !

آرام نجوا کرد

- این دروغه ،آرمین نمی تونه تا این حد پست باشه

- دروغ نیست سایه ! چشماتو باز کن وواقعیتو ببین

مهري در حالي كه صندلي را بيرون ميكشيد روی آن نشست وسرخوش گفت :

- خوشحالم که همه خریدهامون همونجور که می خواستم باب سلیقه هر دومونه

سایه در جوابش فقط به لبخندی تلخ اکتفا کرد

************************************************** *************

فصل چهار

موقع خواب فرصتي يافت تا دوباره به حرفهاي آرتین فكر كند. از اينكه تا اين حد براي آرمين بي ارزش است غمگین ودلگير بود.

romangram.com | @romangram_com