#انتخاب_من_پارت_101

‏: باشه قبول ميکنم ‏

ملک : ميدونستم پسر عاقلي هستي.‏

‏ وقتي تورو ديدم خوشحال شدم. تو هموني بودي که دلمو برده بودي. جالب بود واسه رسيدن به عشقم پول ميگرفتم. ملک پول يکسال اجازه رو پرداخت کرد و من وارد زندگي تو شدم وقتي نامزدم شدي قرار عمل خواهرم تو بهترين بيمارستان گذاشت شد. رو ابرها بودم. همه چيز خوب بود تا اينکه ملک گفت بايد در حق نامردي کنم وفتي گفتم نه تهديدم کرد که خواهرم عمل نميشه و مادرمو اواره ميکنه ترسيدم از مرگ خواهرم از اواره شدن مادرم واسه همين پشنهادشو قبول کردم. نميخواست نابودت کنم اما مجبور شدم واسه نجات خواهرم تورو نابود کنم. اون متن پي ام رو با اشک واست فرستادم.سخت بود جداييي ازت اما مجبور شدم. وقتي فهميدم چه بلاي سر خواهر امده . خودمو مقصر اصلي دونستم.وقتي تورو تو مراسمش ديدم جا خوردم. مهديه حلالم کن تا خواهرم اسوده بخوابه. حلالم کن.‏

گريه ام گرفته بود ياد اوردي گذشته اين درمندگي شاهين مظلوميت رها. ‏

‏: شاهين ميدونستي کسي که باعث مرگ خواهرت شده يکي از مهره هاي ملک بود.‏

با تعجب نگاهم کرد وبا صداي بلند گفت ‏

شاهين : چيييي!!!!‏

همه افردا داخل کافه نگاهمون کردن

‏: فرياد نزن اروم باش.‏

شاهين : باشه، يعني ميخواهي بگي ملک به يه نفر پول داد که خواهرمنو به نابودي بکشه

‏: نه به اين شکل ‏

شاهين : پس چي، مهديه واضح تر حرف بزن.‏

‏: نگاه محمدحسين يعني همون عامل نابودي رها. يکي از مهره هاي ملک براي نابودي صنم بود.‏

شاهين ؛ صنم کيه ديگه.‏

‏: برادر زاده ي من. صنمو يادت نمياد.‏

شاهين : همون دختر چشم قهوه ي.‏

‏: اره همون ‏

شاهين : واسه چي، ملک اينقدر با تو و صنم بده چرا ميخواد همون بلاي که سر تو اورده سر صنم بياره.‏

‏: نميدونم. فقط ميدونم هر کاري ميکنه تا من عذاب بکشم. تا منو شکست بده. ميخواست صنمو نابود کنه تا من عذاب بکشم. تا من شکست بخورم.‏

شاهين : يعني صنم هم مثل تو نابود شد

‏: من اگه نابود شدم چون کسي رو نداشتم. صنم نابود نشد چون منو داشت


romangram.com | @romangram_com