#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_87


-اینکه تا دیشب حالش خوب نبود...

بیخیال پرهام کجا حالش خوب نبود؟ از تو سالمتر بود!

-والا...

اخمی رو پیشونیم نشست و از اتاق زدم بیرون.به طبقه پایین که رسیدم:

-نازگل؟

انقد بلند و با تحکم گفتم که لرزون سمتم اومد و گفت:

-بله ارباب؟

بدون اینکه نگاش کنم گفتم:

-نیاز کجاست؟

سکوت طولانیش باعث شد به سمتش برگردم. با تعجب بهم نگاه می کرد.یه ابرومو دادم بالا و با تحکم بیشتری پرسیدم:

-کجاست؟

هول شد و گفت:

romangram.com | @romangram_com