#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_308
-پرهام؟
به خودم اومدم.سرمو به دوطرف تکون دادم و با یاد آوری طناز اخمی کردم و نگاهش کردم.اون طلبکار نگام می کرد.عصبی گفت:
-این چه طرز رفتار با طنازه؟ اونم جلو این دختره!
کلافه و عصبی گفتم:
-لازم نمی بینم واسه رفتارم به همه جواب پس بدم.
-به من باید جواب پس بدی!
به چشماش نگاه کردم و گفتم:
-به شما هم لازم نمی بینم جواب بدم.
پوزخندی زد و گفت:
-به من جواب پس نده اما دو شب دیگه باید به پدر ومادر طناز جواب پس بدی.
ابروهام بهم پیوند شده بود از اخم و گفتم:
-واسه چی؟
romangram.com | @romangram_com